چند روزیست حال من دیدنیست 

حال من از این و آن پرسیدنیست 

گاه بر روی زمین زل میزنم 

گاه بر حافظ تفعل میزنم 

حافظ دیوان فالم را گرفت 

یک غزل آمد که حالم راگرفت 

ما زیاران چشم یاری داشتیم 

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم