گون از نسیم پرسید
کوچه باغ های نیشابور "
به کجا چنین شتابان ؟
به کجا چنین شتابان ؟
گَوَن از نسیم پزسید:
دل من گرفته ز ینجا...
هوس سفر نداری زغبار این بیابان ؟
... همه آرزویم اما
چه کنم که بسته پایم...
به کجا چنین شتابان ؟
به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم
سفرت به خیر اما...
تو و دوستی خدا را
چو از این کو یر وحشت
به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلا م ما را ...
م - سرشک ( شفیعی کدکنی )
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 19:54 توسط رها
|
زندگی رسم غریبی است