زندگی...
زندگی را بهتر از من حس نمود
او که حتی عاشق ماندن نبود
من که از جان دوستش میداشتم
زندگی را یک قدم نشناختم
زندگی را در نگاهم تار کرد
او مرا از ماندنم بیزار کرد
حال من تنهای تنها مانده ام
از همه هم صحبتان جا مانده ام
ای حریص و عاشق این زندگی
یک نفس هم سر نکن در بندگی
زندگی بشکستن یک جام نیست
یا که بگذشتن زروی بام نیست
زندگی آزادی مرغ از قفس
یا که آواز قناری از هوس
زندگی خندیدن یک کودک است
یا دمیدن از درون سوتک است
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 7:48 توسط رها
|
زندگی رسم غریبی است